سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
291
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
ايجاد شد ، پىريزى كردند ، و حركتهاى قرمطيان اسماعيلى را در شام و عراق و بحرين و فارس و يمن شكل دادند ، و اين حركات نقشى برجسته در تاريخ شرق اسلامى ، به مدت 125 سال ايفا كرد . « 1 » انديشه دعوت سرّى از روزگاران پيشتر وجود داشت و سابقه آن به دوره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بازمىگشت . آن حضرت در خانه ارقم بن ارقم ، پنهانى به اسلام دعوت مىكرد ، سپس چون قريش در روز هجرت او را تعقيب كردند ، در غار ثور مخفى شد . بعدها زمانى كه خلفاى بنى عباس در تعقيب اهل بيت شدت به خرج دادند ، داعيان شيعى اسماعيلى به خصوص ، مرحله هجرت به سرزمينها را براى نشر مذهب شيعى آغاز كردند . « 2 » اين دعوت سرّى كه اسماعيليه به آن روى آورده بودند ، با تقيّهاى كه شيعيان اماميه به آن معتقد بودند ، از چند جهت تفاوت دارد . اماميه ، سكوت و كنارهگيرى پيشوايان خود را از امورى كه ما به آن امامت معنوى مىگوييم ، به تقيّه ، تفسير مىكنند و آن را نه دهم يا نه جزء از ده جزء دين مىدانند . « 3 » در اين حالت ، تقيّه شكلى غالبا سلبى به خود مىگيرد و بر پوشيده نگهداشتن دعوت و عدم فعاليت تكيه دارد ، حال آنكه دعوت سرّى اسماعيليه در دوره مخفى آن ، تحركات ايجابى سرّى داشت . يكى از نويسندگان شيعى امامى ، از انديشهء تقيّهء فرقه خود ، اين گونه دفاع مىكند : چون پيشوايان اين فرقه دچار ظلم و ستم شدند ، اين امر باعث شد به تقيّه روى آورند ، تا مخالفانشان آنان را رها كنند و رودررويشان نايستند و آنان بتوانند اعتقادها و اعمال خود را حفظ كنند و اين وقتى بود كه ضررى در دين و دنيا آنان را تهديد مىكرد . اين نويسنده شيعى در ادامه مىگويد : « معناى تقيّه نزد اماميه اين نيست كه جمعيتى سرّى كه هدفش نابودى و ويرانى است ، تشكيل دهند . همچنين شيعه نمىخواهد دين و احكامش را به صورت سرّى از اسرار درآورد كه افراد خارج از دين از آن آگاه نشوند . » « 4 » و « 5 » شيخ ابو زهره معتقد است كه موضوع تقيّه نشانهء تشيع است و تقيّه به اين
--> ( 1 ) . عارف تامر ، القرامطة ، ص 56 . ( 2 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الدولة الفاطمية ، ص 34 . ( 3 ) . كلينى ، اصول الكافى ، ص 400 . ( 4 ) . محمد رضا مظفر ، عقائد الامامية ، ص 84 - 85 . ( 5 ) . انديشه تقيّه در دوره امام جعفر صادق عليه السّلام متبلور شد . آن حضرت ، فرموده است : « تقيّه دين من و پدران -